تبليغاتX
رباعی
 باباطاهر عریان همدانی

دل عاشق به پیغامی بسازد / خمار آلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست / ریاضت کش به بادامی بسازد

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه پانزدهم دی 1388  |
 ناشناس

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست / خورشید گلی از چمن حنجر توست

شب وقف مدار چشم هایت مولا / صبح، آینه ی دستِ بهارآور توست

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در یکشنبه ششم دی 1388  |
 محمدرضا سهرابی نژاد

در آتش بی پناهی گریه می کرد / گل گم کرده راهی گریه می کرد

کنار نعش سقای عطشناک / فرات از روسیاهی گریه می کرد

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه پنجم دی 1388  |
 ناشناس
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه چهارم دی 1388  |
 سید حسن حسینی

آن نخل به خون تپیده را می بوسید / آن مشک ز هم دریده را می بوسید

خورشید، کنار علقمه خم شده بود / دستان ز تن بریده را می بوسید

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه سوم دی 1388  |
 م.ن.پروا

ما می زدگان مست و خرابیم همه / بر خاک درش به پیچ و تابیم همه

از پرتو روی بی مثالش، رخشان / خود نیک چو بنگری، حبابیم همه

آدرس وبلاگ : http://32-mn.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه یکم دی 1388  |
 ناشناس

ارباب صدای قدمت می آید / هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب داغ و غم تو می سوزیم / چند روز دگر محرمت می آید

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388  |
 ابوسعید ابوالخیر

آن روز که آتش محبت افروخت / عاشق روش سوز ز معشوق آموخت

از جانب دوست سر زد این سوز و گداز / تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه بیستم آذر 1388  |
 فایز دشتستانی

مرا تن زورق است و ناخدا دل / در این زورق بود فرمانروا دل
رسد فايز به ساحل يا شود غرق / نمی دانم برد ما را کجا دل

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388  |
 اجرای نمایش «بازی مداد و پاک کن»

نمایش «بازی مداد و پاک کن» در قالب تئاتر کودک توسط گروه تئاتر «اصفهان – 63» از فردا سوم آذر ماه در سالن اصلی مجموعۀ فرهنگی - هنری فرشچیان واقع در ابتدای خیابان توحید بر روی صحنه خواهد رفت. ساعت شروع اجراها 30 : 16 می باشد. این نمایش تا 13 آذر بر روی صحنه خواهد بود. عوامل این نمایش عبارتند از :

نویسنده : مرجان ریاحی

برگردان به شعر : وحید عمرانی

کارگردان : مجتبی حجازی

بازیگران : مهرداد باقریان – وحید عمرانی – معین وصال – مهدی احمدی – مصطفی لطیفی خواه – میثم خانی – محسن محمدی – لیلا مشکین پور – اکرم یاری – معصومه شرف خو – ندا خسروی – سپیده حسین زاده

مدت نمایش : 30 دقیقه

توجه  .........................................................................  توجه

دعوت به همکاری وبلاگی

از تمامی بچه های فرهیختۀ تئاتر اصفهان دعوت به عمل می آورم که دربارۀ نمایشهایی که در اصفهان می بینند نقد و نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ این حقیر بگذارند تا به نام خود آنان در قسمت نقد تئاتر این وبلاگ قرار دهم و این گونه بتوانیم شاهد همفکری و رشد بیشتری در حوزۀ تئاتر شهرمان باشیم. با تشکر و سپاسگزاری از همۀ شما عزیزان هنرمند و خوش ذوق.

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه دوم آذر 1388  |
 وحید عمرانی
ما سوخته ایم از ازل در تب دوست / مانند شهاب شعله ور در شب دوست

تلخی جهان به کام ما شیرین است / تا نقل شراب ماست قند لب دوست

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
 سید صدرالدین کاشف دزفولی

در عشق هوای خود پرستی مطلب / از زاهد خشک شور مستی مطلب

خواهی که رسی به هستی مطلق او / از هستی خویش حرف هستی مطلب

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388  |
 کاظم سراج

وسیع سینه ام مأوای عشق است / همیشه در دلم غوغای عشق است

فضای سبز شعر من معطر / ز عطر وحشی گلهای عشق است

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه بیست و هفتم تیر 1388  |
 وحید عمرانی

شهباز شهاب شب شکاف ازلی / ساقی شراب صافی لم یزلی

آ‌ن شاه شگرف شرزهء شیر شکار / سلطان سلاطین جهان است علی

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه دوازدهم تیر 1388  |
 ابوسعید ابوالخیر
گفتار نكو دارم و كردارم نيست / از گفت نكوی بی عمل عارم نيست
دشوار بود كردن و گفتن آسان / آسان بسيار و هيچ دشوارم نيست

زاهد خوشدل كه ترك دنيا كرده / ميخواره خجل كه معصيت ها كرده
ترسم كه كند اميد و بيم آخر كار / ناكرده چو كرده ، كرده چون ناكرده

با تشکر از سرکار خانم فرزانه به خاطر فرستادن این دو رباعی زیبا از پیر بزرگ عرفان ایران ، شیخ ابوسعید ابوالخیر. 

آدرس وبلاگ : http://baaghealooche.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه هشتم تیر 1388  |
 پهلوان محمود قتالی خوارزمی (پوریای ولی)

با قوت پیل مور می باید بود / با ملک دو کون عور می باید بود

این طرفه نگر که عیب هر آدمی ای / می باید دید و کور می باید بود

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388  |
 شیخ احمد غزالی
همواره تو دل ربوده ای معذوری / غم هیچ نیازموده ای معذوری

من بی تو هزار شب به خون در بودم / تو بی تو شبی نبوده ای معذوری

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388  |
 شیخ عطار نیشابوری
بلبل همه شب شرح وصالت می خواند / مه طلعت خورشید کمالت می خواند

گل پیش رخ تو صد ورق باز گشاد / وز هر ورق آیت جمالت می خواند

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388  |
 شیخ سعدالدین حموی
کس نیست که او شیفته کوی تو نیست / سرگشته چو من در شکن موی تو نیست

گویند بهشت جاودان خوش باشد / دانم به یقین که خوش تر از روی تو نیست

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388  |
 پهلوان محمود قتالی خوارزمی (پوریای ولی)
جز دست تو زلف تو نیارست کشید / جز پای تو سوی تو نیارست دوید

از روی تو چشم من نظر زان ببرید / کان روی به جز چشم تو نتواند دید

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 ابوسعید ابوالخیر
یا رب ز شراب عشق سرمستم کن / یکباره به بند عشق پا بستم کن

از هر چه جز عشق خود تهیدستم کن / در عشق خودت نیست کن و هستم کن

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه پنجم خرداد 1388  |
 بابا طاهر عریان
الهی دشمنت را خسته بینم / به سینه اش خنجری تا دسته بینم

سر شو آیم احوالش بپرسم / سحر آیم مزارش بسته بینم

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |
 خیام
هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آیینه صبح / کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388  |
 فرامرز میرشکار مبارکه

چادر به سر ؛ از عشق فراتر باشی / نادیده و دیده را همه سر باشی
من علت حرمت تو را نشناسم / ای کعبه گمان کنم که مادر باشی

آدرس وبلاگ : http://www.mirshekar.com/

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  |
 شیخ عطار نیشابوری

در عشق تو من گرد جنون می گردم / وز دایره عقل برون می گردم

دیری است که در خون دل من شده ای / در خون تو شدی و من به خون می گردم

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  |
 محسن نوبخت

یکبار بیا و پیش من مهمان باش / بر درد هزار ساله ام درمان باش

خشکیده درخت عاشقی با این درد / در قلب کویر و خسته ام باران باش

با تشکر از آقای محسن نوبخت به خاطر فرستادن رباعی هایشان

آدرس وبلاگ : http://www.daftarehmashgh.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387  |
 محمد نوعی
صدای باد از دروازه آید / طنین نغمه های تازه آید

به بال باد و بر دوش بنفشه / بهاری با دوصد آوازه آید

                                ***

اگر هر شوره زاری را نمی هست / اگر هر راه را گاهی خمی هست

بیایید آشنایان همره من / که راه عشق را هم عالمی هست

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387  |
 غلامحسین ذوالفقاری (صحرا)

شبی را تا سحر بی تاب بودم / به زیر خیمه مهتاب بودم

زمانی را که یارم آمد و رفت / در آغوش سپیده خواب بودم

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 اقبال لاهوری

چه پرسی از کجایم چیستم من / به خود پیچیده ام تا زیستم من

در این دریا چو موج بیقرارم / اگر بر خود نپیچم نیستم من

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه سوم اسفند 1387  |
 ابوالقاسم لاهوتی

به مردی ، امتحان بایست دادن / وفاداری ، نشان بایست دادن

خطر نزدیک شد ، حاضر شو ای دل / به جانان بلکه جان بایست دادن

|+| نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387  |
 
 
بالا