تبليغاتX
شعر کوتاه

شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
دفتر شعرم

کنار پنجره ورق خورد

شعرم را باد برد

و «تو» ...

ورد زبان همۀ کوچه شدی.

[ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
خوش به حال فرهاد

تمام خاطرات تلخش ...

شیرین است.

آدرس وبلاگ: http://www.barg-riz.blogfa.com/

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
پرنده ای

از برکه رفت

و ...

آب از آب تکان نخورد.

آدرس وبلاگ: http://aaaloonak.blogfa.com/

[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

نزدیک منی مرا مبین چون دوران

تو شهد نگر به صورت زنبوران

ابلیس نه ای به جان آدم بنگر

اندر تن او نظر مکن چون کوران

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
شروع به قصه گفتن کرد

مادر بزرگ

خود را به خواب زدم

تا کلاغ به خانه اش برسد.

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
تخت خوابم مرض قند گرفت

اینقدر که رویاهای شیرین با تو بودن را

به خوردش دادم!

آدرس وبلاگ: http://www.honardoost73.blogfa.com/

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

تا از ره و رسم عقل بیرون نشوی

یک ذره از آنچه هستی افزون نشوی

من عاقلم ار تو لیلی جان بینی

دیوانه تر از هزار مجنون نشوی

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

آنسان که تویی هیچکس آگه به تو نیست

راهی ز فراز عقل کوته به تو نیست

هر چند تو را هزار ره باشد، لیک

جز راه دل از هیچ رهی ره به تو نیست

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
تصمیم گرفتم

یک شعر خیلی بلند بنویسم

نوشتم:

مادر.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

مادر به خدای آسمان ها سوگند

مادر به کویر و کوه و دریا سوگند

در عشق تو دیوانه ترم از مجنون

سوگند به عشق پاک لیلا سوگند

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
چگونه فراموشت کنم

وقتی تمام آسمان

رنگ چشمهای توست؟!

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

حلقه تا بر سر زلف تو گلندام افتاد

هیچ دل نیست مگر آنکه در این دام افتاد

در ازل پرده میان من و معشوق نبود

در تعیّن شدم و کار به پیغام افتاد

سر بر آرم به جنون جامه به تن چاک زنم

پرده پوشی چه کنم؟ طشت من از بام افتاد

در ره عشق سلامت همه در رنج و بلاست

کام آنراست که دلخسته و ناکام افتاد

مستی ما بود از گردش چشم ساقی

سر و کار دگران است که با جام افتاد

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
هنوز هم بی جهت

به تو که می رسم

از تمام جهات

شعر می بارد.

آدرس وبلاگ: http://www.rniaz24.blogfa.com/

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

آنها که اسیر عشق دلدارانند

از دست فلک همیشه خون بارانند

هرگز نشود بخت بد از عشق جدا

بدبختی و عاشقی مگر یارانند!

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
باد یعنی ...

خدا دست به کار شده

برای تفسیر موهایت.

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

ای چشم تو را هزار میخانه نشین

تا کی باشد چو شمع هر خانه نشین؟

آنجا که جمال تو فروزان گردد

خورشید شود چو بوم ویرانه نشین

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

پیمانه ندیده را چه از خم گفتن؟

از مستی و شوق و از تلاطم گفتن؟

در حسرت آنم شود از پنجره ها

از عشق دو آیه ای به مردم گفتن

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
نقاشی اش خوب نبود

اما راهش را

خوب کشید و ...

رفت.

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

گر تیغ اجل مرا کند بی سر و جان

در حُسن برآیم ز زمین صد چندان

از خاک چو جمله دانه ها می روید

هم دانۀ آدمی بروید می دان

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

ای فیض لبت چون می صد سالۀ سرخ

در عشق تو از چشم روان ژالۀ سرخ

بس ابر غمت به خاک دل خون بارید

روییده به دشت سینه ام لالۀ سرخ

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

الفبای درد از لبم می ترواد

نه شبنم که خون از شبم می ترواد

سه حرف است مضمون سی پارۀ دل

الف، لام، میم  از لبم می ترواد

چنان گرم هذیان عشقم که آتش

به جای عرق از تبم می تراود

ز دل بر لبم تا دعایی برآید

اجابت ز هر یا ربم می ترواد

ز دین ریا بی نیازم بنازم

به کفری که از مذهبم می تراود

با تشکر از دوست گرامی لیلا مهذب به خاطر فرستادن این شعر.

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

گر به من عمر دهد فرصتی ای باده خوران

به خدا میکده ای بهر شما خواهم کرد

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم

خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد

آنقدر خرقه و سجاده بگیرم از شیخ

فرش این میکده ها را ز عبا خواهم کرد

زاهدا کوری چشم تو و شیخان دگر

وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

دوستان عزیز اگر کسی نام شاعر این شعر را می داند به بنده اعلام کند.

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
کوه های دوردست

منعکس می شوند

در مردمک های سنجاقک.

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

از گردش چرخ بی خرد می ترسم

در هر حالی ز نیک و بد می ترسم

زان روی که بر کس اعتمادی بنماند

از همرهی سایۀ خود می ترسم

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

دل همچو کبوتر است و شاهد، باز است

تا ظن نبری که شیخ شاهدباز است

در شاهد اگر به چشم معنی نگری

بر تو درِ حق ز روی شاهد باز است

شاهد: زن زیبا روی

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
هر چقدر امروز گرم بود

تو سرد بودی

خیالی نیست

به «ها» کردن دستانم عادت دارم.

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
شعر ...

در کاغذ پنهان است

چون چشمه ای

حفر کن

بنوش.

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

شیرین سخنی که از لبش جان می ریخت

کفرش ز سر زلف پریشان می ریخت

گر شیخ به کفر زلف او پی بردی

خاک سیهی بر سر ایمان می ریخت

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]
انگار ...

تمام قیمت ها

آبستنند

این روزها

پا به ماه گذاشته اند

و ورمشان

هر روز بیشتر می شود.

آدرس وبلاگ: http://shaeraneha.blogfa.com/

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

این غرور جوانی من باز

پنجه در پنجۀ غم عشق است

آه! یک صدایی آمد باز

پنجه اش بود، باز هم بشکست

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ ] [ وحید عمرانی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ به منظور ارائه رباعیات، قطعه ها، غزلهای کوتاه، دوبیتی های زیبا و ناب ادب پارسی و کلا شعر در انواع قالبهای کوتاه نظیر هایکو و طرح، راه اندازی شده است. از دوستان و بازدیدکنندگان محترم دعوت می گردد اگر نمونه های خوبی را در قالبهای شعری کوتاه می شناسند به منظور ثبت در وبلاگ برای نویسنده ارسال دارند.
امکانات وب
بک لینک فا