شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

او رفت و مرا خراب و بدمست گذاشت

تنها وسط کوچۀ بن بست گذاشت

دلتنگی اش آرام سراغم آمد

از پشت به روی چشم من دست گذاشت

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

ای سیل برو که جوی خیلی هایی

ای برف بیا پتوی خیلی هایی

یک وقت تو دست کم نگیری خود را

ای مرگ تو آرزوی خیلی هایی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

بهار...

همیشه بهار است

حتی در دوزخ

بهار که می آید

یعنی

هنوز امیدی هست.

اسلایدر