شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

حالا که گذشت آه آری که گذشت

بیهوده گذشت روزگاری که گذشت

دستان مرا خزان به زنجیر کشید

یک برگ نچیدم از بهاری که گذشت

نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

در گوش زمین نسیم نامت را گفت

گُل از سر سنگ سربرآورد و شکفت

بیچاره دلم که حسرت عشق تو را

مانند گدازه در دل کوه نهفت

نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

این پاییز

اولین بهارمان خواهد بود

اگر تو بخواهی.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

آن جلوۀ دیگر تو را می خواهم

از دهر فراتر تو را می خواهم

من میل به سوی ابدیت دارم

ای خواب برادر تو را می خواهم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

کلیدی زنگ زده ام

بر درب خانه ای قدیمی

سالها خیره به روبرو

نه کسی می آید

نه می رود

تنهایی ام ترک برداشته

پس دست هایت کو؟

نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مهر ۱۴۰۴ توسط وحید عمرانی |

از کجا روییده ای

با آن داغ سیاه

از خاک کدام ناکام

که اینچنین

آغشته به خونی شقایق؟

اسلایدر