شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

پرم از عشق

مثل درختی بزرگ که از باد

مثل اسفنجی که از دریا

مثل عمری دراز که از رنج

مثل زمان که از مرگ.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

جرقه ای

در خلوت خاموش

دو چشم معصوم در یک قدمی

می افروزد دلی

در زیر باران

آب می شود زمستان.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

با همین مداد می نویسم

همان که با هیچ کس

نگفتم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

هر بار تو رهگذار و من بر سر راه

یک چشم نکردی از سر مهر نگاه

بسیار اگر به اخم تو سوخته ام

باری نکشیده ام به نفرین تو آه

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

راستی هیچ می دانی من

در غیبت پر سؤال تو

چقدر ترانه سرودم

چقدر ستاره نشاندم

چقدر نامه نوشتم

که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید؟

رسید، اما وقتی

که دیگر هیچ کسی در خاموشی خانه

خواب باز آمدن مسافر خویش را نمی دید.

نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مرداد ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

ستاره های شب را می شمارم

خوابی نیست که بیاید

تو باید می آمدی.

اسلایدر