شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

جوانه هایی که رفتند

روزی باز می گردند

جنگل دوباره سبز می شود

شب های قیرگون به صبح می رسند

پرنده ها به آشیانه

دست ها به هم

امیدها بر می گردند

امید ما هم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

شبهای دراز بیشتر بیدارم

نزدیک سحر روی به بالین آرم

می پندارم که دیده بی دیدن دوست

در خواب رود، خیال می پندارم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

بغل کن مرا

چنان تنگ

که هیچکس نفهمد

زخم روی تن من بود یا تو.

اسلایدر