شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

من مرده ام

اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی

بلند می شوم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

ما را به جز از تو عالم افروز مباد

بر ما سپه هجر تو پیروز مباد

اندر دل ما ز هجر تو سوز مباد

چون با تو شدم بی تو مرا روز مباد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

چه حزن انگیز است

که ماگنولیای خوشبو

نمی تواند خود را ببوید.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

دوران شمع ها به سر رسیده بود

و روی این ترافیک همیشگی

هر چه خود را پروانه

به شیشۀ چراغ قرمز چهارراه ها کوبید

به فنا نرسید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

اینکه به تو پشت کرده و می‌روم

برای دیدن روزهای بهتر نیست

برای ندیدن روزهایی است

که شاید از این هم بدتر باشند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

گفتی که پرنده ها را دوست داری

اما آن ها را داخل قفس نگه داشتی

گفتی که ماهی ها را دوست داری

اما آنها را سرخ کردی

گفتی که گلها را دوست داری

و آنها را چیدی

پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری

شروع کردم به ترسیدن.

نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

در «گرگم و گله می برم» ها رازیست

«چوپان دارم نمی گذارم» بازیست

چوپان دروغگوی قلبم تنهاست

دل را ببر این گله خودش هم راضیست

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

گردباد

به دریا که می رسد

گرداب می شود

به جان شیفته

نسیم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ توسط وحید عمرانی |

مرا با قصه ها دمساز کردی

به رویم شهر غم را باز کردی

نشستی ای پری بر طاق هشتی

ولی تا آمدم پرواز کردی

اسلایدر