شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۵ توسط وحید عمرانی |

یک صبح شکفت و چشم بر باغ گشود

با آمدن غروب پژمرد و خمود

در باغ جهان همان گل سرمستیم

از هست رسیم ناگهان جمله به بود

نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر ۱۴۰۵ توسط وحید عمرانی |

قاصدک از راه دور

به دیدار برکه آمد

آب از آب تکان نخورد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵ توسط وحید عمرانی |

برای کمک می روم

خودش را عقب می کشد

سایه ام.

نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ توسط وحید عمرانی |

نور شدم

تا نفوذ به دروازۀ سنگین دلت را

روزنی بس باشد.

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ توسط وحید عمرانی |

بویی دیگر

عمیق تر در برف

پوزۀ سگ.

اسلایدر