شعر کوتاه
رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۹ توسط وحید عمرانی |

امان ندیده کسی از گزند حیلۀ خویش

که حبس کرده خودش را قفس به میله‌ی خویش

 

مباد فتنه چو فانوس در دلت باشد

که نیست راه رهایی ، هم از فتیله‌ی خویش

 

به فکر فتح جهان آن قبیل می‌افتند

که بر نیامده‌اند از پس قبیلۀ خویش

 

به فکر فتح جهانند و می‌توانی دید

هزار مسئله دارند در طویلۀ خویش

 

فغان که این دله‌دزدان به گرد وهم زمین

چنان خوشند که فرزند من به تیلۀ خویش

 

کدام می‌کُشدم عنکبوت یا نساج؟

چه‌ها که دیده‌ام از روزنان پیله‌ی خویش!

اسلایدر